«بهنام تشکر» در سریال "بهترین سالهای زندگی ما" +عکس

بهنام تشکر بازیگر معروف سینما و تلویزیون در اینستاگرام خود نوشت:

سریال بهترین سالهای زندگی ما
کارگردان:احمدکاوری
طراح گریم:داریوش صالحیان
عکس:علی یعقوبی
البته یه چندوقتیه دارم به اسم سریال فکر میکنم

«رحمت» از اینستاگرام رفت! +عکس

هومن حاج‌عبداللهی با انتشار پستی در صفحه شخصی خود از پایان فعالیتش در اینستاگرام خبر داد.

این بازیگر با انتشار یک ویدئو و تشکر از پزشک معالجش نوشت:« این پست هم حسن ختام حضورم در اینستاگرام که حداقل گره از مشکل کسی باز کنه...»
هنوز مشخص نیست که این بازیگر چرا این تصمیم را گرفته‌ و منظور با چه کسانی است.

دفاع مقدس حرمت خاصی دارد

سعید پیردوست

سعید پیردوست بازیگر توانمندی است که برای بیشتر مردم به خصوص آنهایی که سریال‌های طنز را دنبال می‌کنند چهره آشنایی دارد، اما شاید کمتر کسی است که بداند او بیشترین همکاری را از بین بازیگران با مسعود کیمیایی داشته و در آثار متعددی از این کارگردان بازی کرده. این بار به بهانه بازی در فیلم «دم سرخ‌ها» به کارگردانی آرش معیریان به سراغش رفتیم و با او گپ و گفتی زدیم:

آقای پیردوست، بعد از درخشش در آثاری چون حکم، سربازهای جمعه، دست‌های آلوده و هتل کارتن چرا بازی در نقش‌های جدی را ادامه ندادید و چه شد به نقش‌های طنز ورود کردید؟ اگر چه مخاطب شما را در طنازی بیشتر دوست دارد، اما شما از پس اجرای نقش جدی هم مثل نقش‌های طنز با توانمندی برمی آیید؟

ببینید، نقش‌های من در آثار جدی هم رگه‌هایی از طنز داشت. من آن‌موقع نقش‌هایی با رگه‌هایی از طنز بازی می‌کردم تا در فیلم «توکیو بدون توقف» که با آقای مهران مدیری و سعید عالم‌زاده کار می‌کردیم به این نتیجه رسیدیم که به نقشم در آنجا حال و هوای طنز بیشتری بدهیم و بعد از آنهم آقای مدیری من را به مجموعه پاورچین دعوت کردند که بین مردم خوب دیده شد.

برویم سراغ «دم‌سرخ‌ها»، حضورتان در این فیلم چگونه اتفاق افتاد؟

دم سرخ ها یک فیلم کمدی است که به دغدغه و مشکلات جوانان می‌پردازد. من توسط مدیرتولید این مجموعه به کار دعوت شدم و بعد از خواندن فیلمنامه و صحبت با آقای معیریان قبول کردم تا در این فیلم بازی کنم. نقش من در دم‌سرخ ها خیلی بلند نبود، اما برایم خاص و جالب بود که امیدوارم مردم دوستش داشته باشند. آقای معیریان کارگردان بسیار خوبی هستند که دست بازیگر را برای کار باز می‌گذارد. من به عنوان بازیگر سر کار ایشان بسیار راحت بودم و امیدوارم موفقیت‌شان روزافزون باشد.

الان خودتان دوست دارید نقش جدی هم بازی کنید؟

برای من نقش جدی و طنز فرقی ندارد. من نقش را می‌خوانم و برحسب توانایی‌ها و علاقه‌ای که به نقش و کلیت کار پیدا می‌کنم آن را بازی می‌کنم. به نظرم بازیگر باید بتواند از پس هر نقشی برآید.

گفتید نقش کمدی و جدی برایتان فرقی ندارد، مدیوم چطور؟ با توجه به این‌که تئاتر هم کار کردید به فضای نمایش و حضور نفس به نفس با تماشاگر بیشتر علاقه دارید یا عضویت ثابت در خانواده سینما یا تلویزیونی بودن؟

تئاتر خیلی دوست‌داشتنی است و خمیره‌ای که آدم از تئاتر دارد به سینما و تلویزیون منتقل می‌شود. من سال‌ها پیش تئاتر کار می‌کردم، اما از جایی به بعد احساس کردم دیگر توانایی لازم برای بازی روی سن تئاتر را ندارم و بنابراین پیشنهادهایی که به من می‌شد را رد کردم. بازی در مدیوم‌های مختلف صددرصد باهم متفاوت است. کسی که در تئاتر بازی می‌کند باید حافظه و توانایی اجرای قوی‌ای داشته باشد که این ویژگی‌ها با افزایش سن تحلیل می‌رود، اما یک‌سری هستند مثل آقای نصیریان که کماکان روی صحنه تئاتر با قدرت ظاهر می‌شوند.

در چند سال اخیر کدام فیلم کمدی را بیشتر از همه پسندیدید؟

من الان فقط در جشنواره‌ها فیلم‌ها را می‌بینم که به عنوان مثال در جشنواره امثال از فیلم خجالت نکش به کارگردانی رضا مقصودی خیلی خوشم آمد.

لیلی با من است، اخراجی ها و نهنگ عنبر هر سه فیلم‌های کمدی پرفروشی بودند. بین اینها کدامیک را بر دیگری ترجیح می‌دهید؟

لیلی با من است و نهنگ عنبر را دوست داشتم، اما نتوانستم با اخراجی‌ها ارتباط برقرار کنم. چون به نظرم نباید با هر مضمون ارزشمندی وارد شوخی شد. در لیلی با من است هم شوخی با دفاع مقدس را می‌دیدیم، اما شوخی‌هایش حساب شده بود و از منظری دیگری غیر از فیلم اخراجی‌ها به جنگ نگاه می‌کرد. هشت سال دفاع مقدس برای ما از حرمتی خاص برخوردار است.

به نظر شما چرا در سال‌های اخیر شاهد گسترش کمدی‌های سخیفی هستیم که با توسل به تابوها و رد کردن خطوط قرمز تلاش دارند مخاطب را بخنداند؟

مردم از نظر فکری، معیشتی، حسی، اجتماعی در شرایط خاصی هستند و نمی‌خواهند وقتی برای تفریح دو ساعت به سینما می‌روند به غم هایشان اضافه شوند (مگر در مواردی فیلم‌های خاص اجتماعی که در سطح جهانی مطرح و تائید می‌شوند). خط قرمز به چه معناست؟ گاهی لازم است در خیابان هم از جوی آب بپرد یا گاهی لازم است آدم دو پله یکی بالا یا پایین برود.

می‌خواهم بگویم گاهی لازم است در تعاریف مان از کلمات بازنگری کنیم. البته منظورم این نیست که خطوط قرمز شرعی و اجتماعی را بشکنیم، اما عبور از به اصطلاح خط قرمز در فیلم‌ها تا جایی که قانون همین کشور اجازه می‌دهد ایرادی ندارد.

خیلی‌ها می‌گویند که شما جزو بازیگرانی هستید که همیشه به گروه انرژی می‌دهید و آنها را شاد می‌کنید. آیا این موضوع درست است؟

قبلا خیلی این‌طوری بودند، اما بالا رفتن سن و شرایط زمانه باعث شده روحیه‌ای را که قبلا داشتم دیگر نداشته باشم. این اقتضای سن است ولی خب هنوز هم تا جایی در توانم باشد سعی می‌کنم به گروه در کار انرژی مثبت بدهم و محیط را برای فعالیت بهتر آماده کنم.

آیا از پرونده کاری‌تان در طول این سال‌ها راضی هستید؟

بله. البته چند موردی هم بوده که بعد از تماشای آنها به این نتیجه رسیدم که‌ای کاش انجامش نمی‌دادم. در مجموع کارهای خوبی با آقایان کیمیایی، حسن هدایت، مهران مدیری، همایون اسعدیان، سیروس الوند و دیگر دوستان داشتم. این دوستان کسانی بودند که روی سن و سال من درست فکر کردند و نقش‌هایی به من دادند که در سینما ماندگار شد.

به نکته خوبی اشاره کردید. خیلی از بازیگران پیشکسوت که تمام سال‌های جوانی‌شان را برای مردم خاطره آفرینی کردند امروز خانه نشین شده اند و به لحاظ روحی و معیشتی در تنگنا هستند. به نظر شما چرا سینمای ایران پتانسیل نقش آفرینی برای سنین بالا را در حرفه بازیگری ندارد؟

دست روی دلم نگذارید که خون است. پیشکسوتان بازیگری ما در وضعیت بدی هستند و حتی خیلی از آنها با سیلی صورت‌شان را سرخ می‌کنند. وضعیت معیشتی‌شان خیلی بد است و وزارت ارشاد هیچ توجهی به آنها نمی‌کند. وقتی کسی بهترین سال‌های عمرش را پای این هنر گذاشته الان کار دیگری از عهده‌اش بر نمی‌آید. قطعا در شأن چنین شخصی نیست گوشه خانه‌اش بنشیند و هرازگاهی نقشی به او پیشنهاد شود که یا درخورش نیست یا دستمزدش به حدی ناچیز است که شرم‌آور است. چرا هنرمندانمان را رها می‌کنیم؟ چرا به آنها توجه نمی‌کنیم؟

منبع: جام جم

پژمان جمشیدی: مردم خوزستان آب و هوا ندارند +عکس

پژمان جمشیدی فوتبالیست پیشکسوت و بازیگر سینما و تلویزیون در قسمت استوری اینستاگرام خود با انتشار تصویری از وضعیت آب خوزستان، نوشت:

بعید است دیگر نقش داعشی را بازی کنم

فیلم/ گفتگو با بازیگر داعشی به وقت شام(چیطوری ایرانی)

شاید مهم‌ترین سکانس حضورش در «به وقت شام» صحنه فرود هواپیما در «تدمر» باشد. جایی که وارد کابین هواپیما می‌شود و به شکلی سفیهانه برای دوستان داعشی‌اش کف می‌زند و هورا می‌کشد و البته با ترمز هواپیما زمین می‌خورد.

کاراکتر «ماهر» در به وقت شام، یکی از داعشی‌های فیلم است. یکی از آن شخصیت‌های منزجرکننده و نفرت‌آور که گوشه‌ای از جنایات این گروه تروریستی را روی پرده آورده‌اند. «محمد شعبان» بازیگر سوریِ ساکن ایران این نقش را در «به وقت شام» ایفا کرده. نقشی که اولین تجربه جدی او در سینمای ایران است و شعبان این بخت را داشته که اولین تجربه مهم سینمایی‌اش را با یکی از بهترین کارگردانان سینمای ایران از سر بگذراند.

جوان آرام و خوش‌صحبتی که تسلطش به فارسی حیرت‌انگیز بود و شیفتگی‌اش  به حاتمی‌کیا، مثل همه ما.

در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

من در حال حاضر دانشجوی ترم 8 رشته سینما  در دانشکده هنر وسینما هستم که ماه های آتی اگر خداوند بخواهد فارغ التحصیل می شوم. این رشته متاسفانه در کشور سوریه وجود ندارد و به همین دلیل برای ادامه تحصیل به ایران آمده‌ام. اساتید ما در کشور سوریه بسیار بر سینمای ایران تاکید داشتند و ما را به پیگیری سینمای کشور شما راغب می‌کردند.

نحوه آشنایی شما با عوامل فیلم به وقت شام چگونه بود؟

یکی از دوستان من که ایشان هم سوری است که در گروه بازیگردانی این فیلم حضور داشت که با من تماس گرفت وجزئیات را  توضیح داد. برای خودم حضور در این فیلم جالب بود به این خاطر که قبل از این کار آشنایی نسبی با آثارآقای حاتمی کیا داشتم. حتی من عکس ایشان را در کنار فیلمسازان دیگر در اتاقم نصب کرده بودم.

نحوه تعامل آقای حاتمی‌کیا با بازیگرانشان را چطور دیدید؟

ایشان  حساسیت بسیار بالایی نسبت به کار خود دارد وبا بازیگران خود از جمله بنده بسیار مناسب ارتباط برقرار می کند.  زمانی که احساس کردم که ایشان از نحوه اجرای نقش و بازی من راضی است این موضوع باعث افزایش روحیه و انرژی در من شد.

آیا باز هم حاضرید نقش یک داعشی را بازی کنید؟

اتفاقا قبل از همکاری با آقای حاتمی کیا،افتخار همکاری دریک فیلم سینمایی را داشتم که در آن هم نقش یک داعشی را داشتم. اما چون تنوع نقش برایم مهم است بعید است دیگر نقش داعشی را بازی کنم.

به نطر شما شخصیت های داعشی در به وقت شام تا چه اندازه  باور پذیر شده اند؟

بعضی از نکات فیلم در واقعیت نیز وجود دارد،داعشی ها کارگردان هستند و علاقه بسیار شدیدی به فیلمسازی و ثبت جنایات خود دارند.نوع نگرش و دید داعشی ها بسیار متفاوت، خنده آور و غیرقابل پذیرش است وگاهی تحریف تاریخ هم در کارهای آنان دیده می شود.

کاراکتر «ماهر» که خودتان بازی کردید چطور؟ فکر می‌کنید باورپذیر شده؟

کارکتری  که من آن را ایفا کردم به جهت زمان، کوتاه ترین نقش بوده است و شاید به این موضوع فکر نمی کردم که مورد توجه مخاطبین فیلم قرار گیرد. این مسئله باز هم به درایت و مهارت آقای حاتمی کیا باز می گردد که نقش مرا چگونه مدیریت کردند. در این مدت پیام های متعددی از سوی مردم برای این نقش در شبکه های اجتماعی وفضای مجازی داشتم.

آیا پیش از ورود به تیم «به وقت شام» اطلاعاتی از سبک کار آقای حاتمی کیا و فضای سینمای ایران داشتید؟

بله . فیلم آژانس شیشه ای را در سوریه دیده بودم،همیشه بسیار علاقه مند بودم که یک روزی با فیلمسازانی همچون ابراهیم حاتمی کیا و مجید مجیدی ملاقاتی داشته باشم اما هیچ وقت فکر نمی‌کردم که بتوانم با آقای حاتمی کیا همکاری داشته باشم.

مشوق اصلی شما برای ورود به حوزه سینما چه کسی بود؟ آیا  از ورود به سینما پشیمان نیستید؟

ترک کردن این کار برایم سخت است. پدرم مرا نسبت به این کارتشویق کرد. وقتی سکانس آخر از بازی من در به وقت شام به اتمام رسید آقای حاتمی کیا به من گفت اگر مایل باشی  نقش تو می‌تواند ادامه داشته باشد. که در آن شرایط به علت  کسالت و بستری شدن پدرم در بیمارستان مجبور به ترک گروه شدم. متاسفانه بعد از مدتی و پیش از اولین نشست خبری فیلم، پدرم به رحمت خدا رفتند . اگر این موضوع پیش نمی آمد شاید تعداد سکانس های بازی من در به وقت شام افزایش می یافت اما دیگر تقدیر بر این بنا بود.

آیا به نظر شما هنرمند باید برای دیده‌شدن تن به هر کاری بدهد و مثلاً هر پوششی را برای خودش انتخاب کند؟

هنرمندی که در یک فیلم بازی می کند، تا اندازه ای دیده شده است. دیگر لازم به انجام هیچ کاری نیست و من اصلا به این موضوعات فکر نکردم.من سعی می کنم که در تمامی مراحل زندگی ام تغیر ناپذیر باشم. من همین پوشش به دانشگاه می‌روم و در جامعه فعالیت می کنم و حساسیت من نسبت به کار اصلی خود یعنی هنر است و زیاد به حواشی آن دقت ندارم چون برایم اصلا مهم نیست.

درباره هریک از کلمات زیر یک جمله بگویید:

ابراهیم  حاتمی کیا: مهربان ترین آدم

سینمای ایران: جذابیت و فرم خاص خود را دارد.

بشار اسد: رئیس جمهور ما است.

داعش: انسان های کافر

رهبر انقلاب ایران:خداوند ایشان را حفظ کند،امیدوارم که این کشور زیر سایه ایشان همیشه مستدام باشد.

در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید.

من می خواهم که از تمامی که کسانی در طول زندگی ام مرا همیاری کردند تشکر کنم. دوست دارم که در کشور ایران بمانم و فعالیت خود را ادامه دهم چون چیزهای زیادی از سینمای ایران و اساتید خود یاد گرفتم.  گروه فیلمبرداری این فیلم بسیار زحمت کشیدند که واقعا قابل تقدیر است. من  می‌خواستم با آقای حاتمی کیا بعد از گرفتن جایزه جشنواره فجر تماس بگیرم؛ اما نشد و بنابراین از همین تریبون به ایشان تبریک می گویم چون واقعا لایق این جایزه بودند.

منبع: خبرگزاری دانشجو
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد